فرشته ای پایین آمده ست تا در شهری که هر روز مرا می کشند با بوسه های طولانی "زنده ام "کند او هنگام جذر آسمان در خانه ی من جا ماند پنجره را نبستم اما نگریخت... و همین هر روز غروب به گریه ام می اندازد......