من رفته ام و آنجا خالی و خلوت مانده است حالا با چاقو چشم گذشته ها را در آورده ام صد جفت،هزار جفت چشم برای دیدن... برای خندیدن امروز... شاید من خوشبختم!! کسی چه می داند......